کلاً در کار ترجمه، ترجمه ی ادبیات بحثی کاملاً جدا و پیچیده بوده و هنوز هم هست. اکثر مواقع هم برای آوردن مثال در مورد ترجمه ناپذیری از ادبیات مثال زده میشه، خودم در یکی از امتحان ها رباعی "بهرام که گور می گرفتی همه عمر..." رو مثال زدم. ترجمه ناپذیری اگر در متون علمی هم رخ بده مشکل خاصی ایجاد نمیشه، اگه مترجم آگاه و به روزی باشی با یک توضیح اضافه مشکل حل میشه، حتی به بار علمی متن ترجمه شده هم افزوده میشه؛ اما در ترجمه ی متون ادبی یا نمایشی از این خبرها نیست.

مشکل از جایی پیش میاد که متنی رو قراره ترجمه کنی که برای خودت نیست، یعنی حسی که از متن می گیری شاید به دوشاهی نیارزه. بین بعضی از اعتقادات خودت و چیزی که در جامعه و دانشگاه و قشر تحصیل کرده و اساتید و چیزهایی که از تلویزیون و رادیو شنیدی باید یکی رو انتخاب کنی. همین امروز یک متنی بهم داده شد که عنوان نداره اما باید چیزی شبیه به این باشه: "Presence and Theatre". خب همین ابتدای کار دچار تردید میشم که برای theatre "نمایش" رو انتخاب کنم یا همون "تئاتر" خودمون. آخر نمایش رو انتخاب می کنم و همه چیز خوب پیش میره تا میرسی به عبارت سیاسی "Space Race" که همون مسابقه ی فضایی بین شوروی سابق و آمریکا در جنگ سرد هست، این عبارت رو هم فعلاً همون مسابقه ی فضایی می نویسم (به متن لطمه میزنه، چون در فارسی کمتر شنیده شده) و جلو میرم.

اما چیزی که باعث شد اینارو بنویسم از اینجا شروع شد که به یکی از پرکاربردترین واژه ها در نمایش رسیدم یعنی "locations". اینجا بود که کاملاً دودل شدم. اینکه از معادل مسخره و چرت و چولای "لوکیشن ها" استفاده کنم و این شکی که مشتری! قراره با همین کلمه حال کنه و فخر بفروشه رو برطرف کنم، یا از واژه هایی مثل "مکان" یا "محل" استفاده کنم و احتمال برچسب بی سواد بودن مترجم از طرف جناب هنرمند رو به خودم بچسبونم.

اینطوریاست...