آزمون دادیم
قسمت اول که قسمت توانایی های شنیداری بود رو نسبتا خیلی خوب جواب دادم؛ تمرکزم رو وسط یکی از سوال ها از دست دادم ولی جمعش کردم. تا اینجا همه چیز خیلی خوب پیش رفت. البته یک مشکل هم اینجا بود که هر مکالمه تنها یک بار پخش می شد و من خبر نداشتم؛ فکر می کردم دو بار پخش میشه!
به پل صراط رسیدم؛ یعنی بخش واژگان. همیشه خودم همه جا گفته بودم که در واژگان خیلی ضعیف هستم و هنوز هم این مشکل برطرف نشده. البته سی سوال و صدو بیست کلمه در بخش واژگان وجود داشت که فکر کنم همون صد و بیست کلمه ای بود که من در زبان انگلیسی نمی دونستم! کلماتی بودند که فقط برای امتحان و تست به درد میخوردن و صد دینار برای مکالمه فایده نداشتند. همۀ جمله ها رو بلد بودم و ترجمه می کردم ولی نمی دونستم که کدوم یکی از چهار کلمه باید بیاد توی جای خالی. بخش واژگان به زرس (ضرص؟ ظرص؟ ضرث؟ ...؟) قاطع شانسی جواب داده شد؛ و به احتمال زیاد به خاطر همین واژگان قبول نمیشم. از فردا آموزش فقط واژه؛ زبانشناسی و گرامر و اصول ترجمه چی چیه بابا بچسب به کلمه. دیگه ختم کلام واژگان منو درگیر کرده که قبول نمیشم.
رسیدم به گرامر پرچمم رفت بالا، ولی وقتی به ستون واژگان نگاه می کردم غم در چشمانم قابل رویت بود! از بیست تا سوال گرامر به احتمال زیاد همه درست جواب داده شدند. دختری که بغل دست من قسمت واژگان رو پر کرده بود گرامر هیچی جواب نداده بود! چه فایده که واژگان سی تا بود و گرامر بیست تا! یکم توی گرامر روحیه گرفتم ولی خب واژگان کمرم رو شکونده بود.
رسیدیم به درک مطلب (Reading Comprehension) متن اول خیلی آسون پاسخ داده شد دربارۀ زبان اسپرانتو بود، ولی صفحۀ بعدش هم سه تا سوال دیگه داشت که وقتی داشتم به متن بعدی جواب می دادم متوجه شدم و باز هم تمرکزم به هم ریخت و حالم بازم گرفته شد. متن دوم دربارۀ معادن طلای کالیفرنیا بود که نسبت به متن اول خیلی سخت تر بود ولی خوب پاسخ دادم.
قسمت سوم یک متنی بود که یکی در میان پاراگراف هاش رو خالی گذاشته بودند که باید از بین چند پاراگراف در هم بر هم انتخاب می کردیم؛ متن خیلی سخت و گیج کننده ای بود ولی همه رو صد در صد درست جواب دادم مطمئنم. هنوز واژگان داره اعصابم رو خورد می کنه.
سوال آخر هم متنی بود که ده تا جای خالی داشت که جاش باید فقط یک کلمه می گذاشتیم که اون هم خوب جواب دادم. متنش دربارۀ فزق بین خانواده ها در چندین سال های قبل (گروه اسمی رو داشتین؟) و خانواده های این سال های کنونی (بازم داشتین؟) بود.
در این لحظه برگشتم که به سوال های واژگان به صورت شانسی جواب بدم و همین کار رو هم کردم؛ رشت شلاقی بارون می اومد و رعد و برق شدیدی نواخته می شد وقتی به هر سوال به صورت شانسی جواب می دادم!
آزمون خیلی سخت و خوبی بود. اگر یک ماه قبل از آزمون یک مروری به کتاب words you need to know 1100یک نگاهی می انداختم الان وضعم بهتر بود. فکر نکنم قبول بشم. مصاحبه هم افتاد روز عروسی پسر خالم! موندم عروسی برم یا مصاحبه بدم.