پخش کننده کاست قدیمی و قابل حمل واکمن سونی به وسیله مجله T3 به عنوان بزرگترین اختراع صنعت موسیقی در 50 سال گذشته انتخاب شد. واکمن با پشت سرگذاشتن فناوری دالبی و دیسک های فشرده و پخش کننده معروف آی پاد توانست در رتبه اول ده اختراع برتر صنعت موسیقی قرار بگیرد.
این پیروزی در حالی اتفاق افتاد که این هفته واکمن سی سالگی خود را جشن گرفت. اولین مدل از واکمن مدل آبی-نقره ای TPS-L2 بود که در اول جولای سال 1979 در ژاپن به بازار رفت و انقلابی موسیقیایی به وجود آورد.
قبل از واکمن کسی قادر به گوش دادن به موسیقی هنگام پیاده روی نبود، مگر اینکه یک ضبط صوت را روی شانه های خود نصب کند! بر خلاف بعضی انتقادات مبنی بر اینکه این محصول بدون دکمه ضبط کردن موفق نخواهد شد، در دو سال ابتدایی ورود واکمن به بازار به عنوان ابزاری شناخته شد که هر کسی باید داشته باشد.
کت هنیفورد به T3 گفت واکمن شیوه و مدت زمان دسترسی به موسیقی را تغییر داد، و باعث تغییر در یک نسل شد. به گفنه او پیدایش فرمت MP3 و پخش کننده آی پاد که به ترتیب رتبه های دوم و سوم را به دست آوردند بدون کار بزرگ واکمن غیر ممکن بود. بعد از این سه گزینه دیسک های فشرده چهارم و بعد از آن وبسایت مطرح به اشتراک گذاری غیر قانونی موسیقی - نپستر - پنجم شد. کمپانی دالبی که مخترع صدای چند کاناله برای سینما ها می باشد رتبه ششم را بدست آورد.
اولین مدل از واکمن برای یکی از بنیان گذاران شرکت سونی آکیو موریتا شاخته شد که می خواست در طول مسیر هوایی خود بین ژاپن و آمریکا به موسیقی اپرا گوش دهد.
این دستگاه ابتدا در انگلیس با نام Stowaway و در آمریکا به نام Soundabout عرضه شد ولی به علت شهرت جهانی نام واکمن - از اولین محصولات جهانی، نام رسمی آن واکمن شد. به علت تقاضای بالای آن این محصول با قیمت به نسبت پایین 200 دلار فروخته شد و در ده سال سونی پنجاه میلیون دستگاه از آن را فروخت. سونی هم اکنون یکی از پیشتازان صنعت پخش کننده های قابل حمل موسیقی با معرفی سری X محصولات خود است که به عنوان یکی از بهترین محصولات بازار پخش موسیقی و ویدئو شناخته می شود.
لیست ده محصول بزرگ موسیقی در 50 سال اخیر
1. واکمن سونی
2. فرمت MP3
3. نسل اول آی پاد اپل (Apple iPod)
4. دیسک فشرده
5. وبسایت نپستر
6. فناوری دالبی
7. رادیو دیجیتال (DAB radio)
8. بوم باکس (Boombox) (دستگاهی با قابلیت پخش موسیقی ضبط شده و رادیو)
9. Sonos Multi-Room Music System
10. Panasonic Technics DJ deck
منبع اینجا
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 17:27  توسط محسن
|
وقتی که...
شب میاد...
با همه غم هاش...
ای یاور...
ای هم فریاد...
با من باش...
***
دست به دست...
هم صدا...
تو و من...
هم وطن...
درد تو...
درد من...
با من باش...
***
پاکسیما - اندی - جان بان جووی
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 14:42  توسط محسن
|
شاید مردم تصور کنند که مورچه ها تنها موجودات کوچکی برای خراب کردن پیک نیک آنها یا تجاوز به
خانه هایشان باشند، و تنها هنگامی توجه آنها به مورچه ها جلب می شود که مشکلی ایجاد کرده باشند. مورچه ها موجوداتی جذاب هستند که اگر اندکی بیشتر درباره آنها بدانید نظر شما درباره آنها تغییر کرده و با احترام بیشتری با آنها برخورد می کنید. در این مقاله ده دلیل برای احترام به مورچه ها ذکر می شود.
۱۰. زیر و رو کنندگان زمین
آن تپه های کوچک و نا موزونی که می بینیم مورچه ها جمع می کنند، تنها نوک یک کوه یخ هستند. زیر زمین مورچه ها بسیار ماهرانه لانه هایی بزرگ با اتاق ها و راهرو های متعدد می سازند. با کند و کاوی که مورچه ها انجام می دهند در سال به طور تقریبی پنجاه تن از خاک را در یک مایل مربع جابجا می کنند! تمامی مورچه ها در خاک زندگی نمی کنند، بعضی از آنها روی درخت ها و بعضی در کنده های کهنه و...
برای دیدن سایر دلایل به ادامه متن بروید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 18:55  توسط محسن
|
دیشب یعنی امروز ولی وقتی هوا تاریک بود و من خواب بودم یک خواب خیلی بیخود دیدم. خوابدیدم تو یک محیطی مثل دانشگاه یا شاید هم مدرسه هستم ولی الان که یادم میاد توش دختر هم بود پس دانشگاه بود (البته کودکستان هم میشد باشه ولی خوب یادمه امیر پناهی (دوستم) ریش و سبیلش پر پشت بود!). خواب دیدم رفتم تو یک سالنی رو دیوارش آینه بود و من یهو خودم رو تو آینه دیدم که سمت چپ موهام کچل شده (همون کاری که تو کلانتری می کنن) بعد با داد و هوار رفتم طرف امیر پناهی! حالا امیر پناهی تو دانشگاه ما چیکار می کرد دیگه خواب من میدونه. صحنه داد و هوار من با امیر خیلی باحال بود. امیر انگار که مثلا یکیم مرده بهم دلداری میداد
.رفتم تو جایی مثل کلاس دیگه با داد و هوار و فکر کنم گریه کلی به کسی که اون بلا رو سر موهای نایاب من آورده (البته با سوال از بقیه) بود فحش چارواداری دادم. اتفاقا یکی از دخترای هم کلاسی هم اونجا بود ولی پشتش به من بود! (اینم خودش کلی تعبیر داره که چرا به من پشت کرده!). بعد از اونجا یادمه تو کوچه خودمون داشتم میرفتم خونه یک اتفاقی هم اونجا افتاده که هرچی فکر می کنم یادم نمیاد. بعد از خونه راه افتادم برم آرایشگاه که یهو از خواب بیدار شدم و خیلی ریلکس گفتم آخیش داشتی خواب میدیدی!
این خواب میتونه تعبیر های گوناگونی داشته باشه. مثلا ممکنه خواب واسه داداشم بود که قراره بره سربازی و از اونجا که خیلی خیلی شبیه من هست ممکنه تو تاریکی اشتباه افتاده باشه تو خط من. شاید هم قراره خود من برم سربازی و خبر ندارم آخه این چند وقت از هر دری خبر های داغ سربازی بهم میدن! حالا چرا اون دختره بهم پشت کرده بود ۳ دلیل داره. شاید سر اون هم مثل من کچل کرده بودن! یا مثلا اون سر منو کچل کرده بود (این احتمال بالایی داره) یا اینمه داشت کر کر بهم می خندید و ... حالا چرا امیر پناهی اونجا بود هم روایات بی شماری شده. یکی که امیر پناهی کلا دانشگاه ما زیاد میاد و چیز غیر طبیعی نیست! یا مثلا اون منو کچل کرد و اومد آینه هارو رو دیوار نصب کرد و خواست ضایم کنه. این دلیلش کمه هم به این علت که داشت دلداری میداد و هم اینکه رفیق با معرفتیه میدونه من به موهام بی نهایت تعصب دارم!
حالا یک حکایتی بگم که دلم باز بشه.
کلی از حمام بیرون آمد. کلاهش دزدیده بودند با حمامی ماجرا می کرد. گفت: تو اینجا آمدی کلاه نداشتی. گفت: ای مسلمانان این سر از آن سرهاست که بی کلاه به راه توان برد؟ (عبید زاکانی)
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 12:25  توسط محسن
|
شما شاید فکر کنید که خانه ای تمیز دارید، ولی پشت آن همه درخشش و عطر درخت چنار آلودگی ها در تکاپو هستند. آلودگی هایی مثل باکتری ها، قارچ ها و کرم ها. این لیستی است که بعد از خواندن آن درباره تمیز بودن خانه خود بیشتر فکر خواهید کرد.
۱۰. کتاب ها و کاغذ های شما
تا کنون چیزی درباره بید کتاب شنیده اید؟ آن ها عموما در کاغذ زندگی می کنند، ولی ممکن است در آرد، گندم یا مقوا هم پیدا شوند، تازه اگر این ها تنها چیز هایی باشد که در خانه شما یافت شوند. این موجودات از قارچ و کپکی که در کتاب ها رشد می کند تغذیه می کنند! خونسرد باشید به انسان ها آسیب نمی رسانند. ولی می توانند بسیار مصیبت بار باشند وقتی که به شما هجوم می آورند. با چه سرعتی؟ از بکر زایی چیزی شنیده اید؟ ماده های این موجودات بدون عمل جفت گیری تخم می گذارند. این یکی از ویژگی های مناسب برای افرادی است که می خواهند افزایش نسل بدهند.
بقیه کثافتی های خانه خود را در ادامه مطلب بخوانید...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 22:8  توسط محسن
|
عجب روز هایی بود. یوگسلاوی به زور و مصیبت ما رو برد. از آلمان به اون عظمت فقط ۲ تا خوردیم! تازه
با سلام صلوات و دعا و نذر و نیاز .... آخرشم که خدا ما رو فرستاد جام جهانی. ولی ما آمریکا رو ۲ به ۱ بردیم. الان چی؟ حال و روز ما رو ببین. زرت ززررت زززررررت زززززززززززززززرررررررررررررررررت. اه با کره شمالی مساوی کردیم! خدایا من بمیرم عربستان و کره شمالی یکیشون ببره شاید امیدی بود!
یادش بخیر حمید استیلی وقتی گل زد گریه اش گرفت!
آمریکا چطور؟ اسپانیا با اون همه دبدبه کبکبه رو لوله می کنه. الان هم که دارم مصیبت نامه می نویسم از برزیل به این همه عظمت ۲ به ۰ جلو افتاده! حمید استیلی کجایی که ببینی به چه فلاکتی افتادیم ما. همه دارن بالا میرن ما درجا هم نمیزنیم! دنده عقب نگو اندازه دنده چهار راه میره! برو برو بشکون راست راست. خوبه تیم ملی شصتم آسیا!!!
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 23:46  توسط محسن
|
همه ی ما مطالعات، مقالات یا برنامه های تلویزیونی بی شماری در مورد شادی و نشاط دیده ایم. ولی
چند روز پیش برای اولین بار چیزی بر روی رسانه ها قرار گرفت. آن چیزی نبود جز یک مطالعه ۷۲ ساله که در سال ۱۹۳۷ اغاز شد. در این سال ۲۶۸ دانشجوی سال دوم دانشگاه هاروارد مطالعات خود را برای ساخت فرمولی با ترکیبات عشق، کار و سازش برای یک زندگی بهتر آغاز کردند. در حالی که اکنون بسیاری از آن دانشجویان در گذشته اند یا در سایه روشن وفات به سر می برند، این مطالعات هنوز هم با جدیت در حال پیگیریست. و هرگز دانش قادر به ارائه گزارشی مثل این مطالعات قانع کننده و محک خورده در زمان نبوده است.
(اگر می خواهید با نشاط باشید بقیه ادامه مطلب!)
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 22:38  توسط محسن
|
بروک گرینبرگ دختر ۱۶ ساله ای است که به اندازه یک نوزاد و با توانایی های یک کودک نو پاست. او که

ژانویه امسال ۱۶ ساله شده است به عقیده پدر ۵۲ ساله اش چشمه جوانی است! حرفی که باعث جلب توجه دانشمندان بسیار زیادی به او شده است. به اعتقاد دکتر لاورنس پاکولا متخصص اطفال از دانشکده پزشکی جان هاپکینز در میان تمامی پرونده های کودکان با عدم توانایی رشد بروک یک نمونه استثنایی است. به عقیده او حتی بسیاری از سرشناس ترین دانشمندان در این زمینه تا کنون به همچنین موردی برخورد نکرده اند.
به عقیده دکتر ریچارد واکر از دانشکده پزشکی دانشگاه فلوریدا جنوبی عدم رشد بروک طبیعی نیست. به نظر او عدم رشد او به دلیل عدم هماهنگی اعضای بدن او در رشد او بوده است چون هیچ شاهدی مبنی بر مشکلات ژنتیکی یا کروموزومی در او دیده نمی شود.
+ نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 20:30  توسط محسن
|
مایکل جکسون خواننده پاپ دیروز پنج شنبه در مرکز درمانی UCLA در سن 50 سالگی بر اثر ایست قلبی مرد.
او که لقب سلطان پاپ را در اختیار داشت با 400 میلیون دلار بدهی و بعد از یک دوره افسردگی در گذشت.

منبع: یاهو و
اینجا http://news.yahoo.com/s/ap/20090626/ap_on_bi_ge/us_michael_jackson_inc
منبع عکس : http://www.etonline.com/news/2009/06/75724/index.html
+ نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 11:13  توسط محسن
|
حالا من یک غلطی کردم و یک داستان تحقیر آمیز درباره مگس ها نوشتم (پست قبلی).
بگذریم نمیخوام این دو قضیه رو به هم ربط بدم. ولی در عنفوان (شاید هم انفوان) نوشتن اثر مگس فلج بودم که یک لحظه نیاز شد برم یک جایی. تو حال دیدم یک زنبور عسل داره میاد تو خونه. یعنی اومد تو خونه. بی تفاوت گذشتم و اومدم که ادامه داستان رو بنویسم دیدم زنبوره داره دور لامپ اتاق من می چرخه. چه اتفاق میمونی دیگه از چرخیدن مورچه بالدار نفرت انگیز که بهتره.
بازم بگذریم... دو سه ساعت بعد دیگه پشت کامپیوتر نشینی رو بیخیال شدم و یه دیکشنری و یه کتاب توفل (توفل درسته گیر ندین، از این به بعد هم جای تافل بگین توفل) رو برداشتم واسه امتحان آخر که خیلی هم سخته بخونم بلکم چندر غاز کلمه بیشتر بلد باشم. دیدم ای بابا زنبوره بازم داره دور لامپ میچرخه. ایندفعه دلم خیلی براش سوخت و دو دل شدم که یه کاری براش بکنم ولی تا وقتی که دور لامپ می چرخید نمی شد کاری کرد. بماند که یکم هم می ترسیدم بیاد نصف شبی یه جامونو نیش بزنه از ریخت و قیافه کج و کولمون قشنگ بیافتیم!!! هی وز وز زنبوره نظرمو جلب می کرد تا اینکه دیدم داره میاد پایین. رفت روی صندلی میز مطالعه نشست خسته و داغون. انصافا معلوم بود که خیلی افسردست حیوان خدا. دیگه دلم طاقت نیاورد و سریع رفتم آشپزخونه و از میدون مین (همون سوسک و هزار پا) با رشادت گذشتم و یه شیشه مربا خالی برداشتم و توش بوی خوش نعنا خشک میداد که بیا و ببو! شنگ شنگ شدم!!! سریع رفتم با یه حرکت آتش نشانی فرم زنبور رو گرفتم و بردمش رو ایوون ولش کردم. در آخرین لحظه هم حس کردم برای تشکر می خواد من رو نیش بزنه! رفت پایین لامپ ایوون زیر تاق در کز کرد بیچاره.
میدونم که میمیری ولی نام من به نیکی یاد خواهد شد...!!!
---------------------------
پاورقی: به نظر شما این مطلب تا این اندازه مهم بود که سیستم خود را دوباره روشن کنم؟
+ نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 0:36  توسط محسن
|