تبليغاتX
کنار گود نشستی میگی لنگش کن
ترجمه ها و نوشته های یک مترجم تازه کار

من به شخصه حاضرم شربت شهادت رو ننوشم تا غریبه عکسای توی آلبوم منو نبینه.

من اگه یه وقت شربت شهادت رو نوشیدم برام فاتحه بخونین و یادم رو زنده نگه دارین ولی عکسای تو آلبومم رو نبینین و گوته و شکسپیر و صادق هدایت نشین.

من اگه شربت شهادت رو نوشیدم سر عکسای تو آلبومم حق انتشار واسه خودتون نگیرین. به پسر خاله و دختر خاله و دوست دختر و در و داف و پنجره و پیکر هم از اینجا وصیت می کنم عکس منو از تو آلبومشون بیرون نیارن.

من اگه شربت شهادت رو نوشیدم لازم نیست برای همه آزادی خواهان بشم که عکس تو آلبوم منو ببینن و تیریپ حماسه بردارن.

من اگه شربت شهادت رو نوشیدم حداقل عکسی که تو استخر با مایو انداختم رو پخش نکنید.

من اگه شربت شهادت رو نوشیدم دیگه شهید شدم به عکسای تو آلبوم من چیکار دارین.

بابا ملت میخوان کلیه پیوند بزنن از اولیای میت اجازه میگیرن. من که قراره شربت شهادت رو بنوشم 1 قلم عکس تو آلبوم من رو چرا بی اجازه قراره پخش کنید؟

اصلا من شربت شهادت رو نوشیدم. به شما چه که تو آلبوم عکس من چه خبره؟

شما برد پیت و جانی دیپ و یول براینر و الویس پرسلی رو ول کردین میخواین عکسای من شربت شهادت نوشیده رو ببینین؟

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 14:34  توسط محسن  | 

داداش کوچیکه فرداش اجتماعی داشت (سال سوم ابتدایی آقای هاشمی و کازرون که یادمونه؟) بعد داداش بزرگه که من باشم بنا به وظیفه یک داداش بزرگ نگران آینده داداش کوچیک ازش سوال کردم.

من: وقتی دشمن به مرز های کشورمان حمله کند عشایر چه کار می کنند؟

داداش کوچیکه با قیافه ای لهو لورده: فرار می کنن؟

من نمیدونم یعنی این مغز تا چه حد باید درگیر باشه که نتونه شجاعانه دفاع کردن رو به زبون بیاره. البته از مغزی که 7 ساعت از 14 ساعت بیداری رو داره می نویسه انتظار بیشتری نمیشه داشت.

یادش بخیر معلم کلاس چهارم و پنجم ابتدایی ما آقای حیدری بود. تو همین مدرسه ای که الان داداش کوچیکه درس میخونه. آقای حیدری سر ساعت علوم همیشه ما رو میبرد واسه تحقیق یادش بخیر خیلی مزه میداد. هنوز تحقیق درباره جلبک ها و هزار پایی که کرده بودم تو شیشه و فهمیدم رو کمرش راه راهه و ماری که بهمن مجرد  کرده بود تو آب الکل  و آورده بود مدرسه یادمه.

شاید بی ذوق تر و بی استعداد تر از من تو نقاشی پیدا نشه. ولی سوم ابتدایی که بودم و آقای رحیمی معلم ما بود فیل می کشیدم از فیل های هندوستان واقعی تر. تازه مجبورمون کرده بود براش نامه بنویسیم و پست کنیم در خونش! ای خدا پدرم در اومد تا تونستم یه نامه تشکر بنویسم ولی خیلی حال کردم انگار دیگه از هیچی خجالت نمی کشیدم!

مدیر ما آقای عسگرپور همیشه سر صف بعد آیه "بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را" نکته بهداشتی می گفت. یکیش یادمه گفته بود که معده سنگ ریزه رو هضم می کنه ولی ناخن و مو رو نمیتونه هضم کنه. ولی مدیر این داداش ما فقط بلده نامه بنویسه پول بگیره و هر سال قمپض در کنه میخوام مدرسه رو غیر انتفاعی کنم. همون مدرسه ای که آقای عسگر پور و بابا مامانای هم سنای من با هزار جور بلا ساخته بودن.

انصافا ما واسه خودمون نخبه ای بودیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 21:50  توسط محسن  | 


**** برگرفته از طرحی تو حموم! ****

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 20:1  توسط محسن  | 

همین چند لحظه پیش یک تصویر از فلیکر دانلود کردم. مربوط بود به آمار مرگ و میر در 300 روز گذشته. (البته دو روز پیش سیصدمین روز از سال 2009 بود) در این سیصد روز 50182850 نفر مردن.

این تصویر عوامل بیماری رو به چهار گروه تقسیم کرده بود که بیماری های غیر واگیر با آماری برابر با 29577830 نفر رتبه اول، بیماری های واگیر دار با 8029374 نفر قربانی رتبه دوم، مرگ به وسیله آسیب دیدگی با 4544406 کشته چهارم و عوامل دیگه با 6596691 کشته رتبه سوم رو داشت.

نکته جالب توی این تصویر آمار کشتار آنفولانزای خوکی بود که با یک اسکلت ترسناک نشون داده شده بود. اسکلتی که خودمون ساختیم و قرمز و قرمزتر کردیمش بعد متوجه شدیم از آنفولانزای معمولی هم بی خطر تره! این بیماری در این سیصد روز 5850 نفر رو راهی قبرستان کرد. حالا به طور اجمال آمار کشتار برخی از بیماری ها رو ببینیم.

بیماری های قلبی و عروقی: بیش از 14.5 میلیون نفر

سرطان: تقریبا 6.5 ملیون نفر

بیماری های تنفسی: بیش از 1.5 میلون نفر

ایدز: بیش از 2.5 میلیون نفر

بیماری های کودکان: تقریبا یک میلیون نفر

تصادفات خیابانی: بیش از یک میلیون نفر

جالب اینجاست که تنها آمار مرگ و میر به وسیله جزام (5440) از آنفولانزای خوکی کمتره.

چون کیفیت تصویر کمی پایین بود نتونستم همه بیماری ها رو بخونم. (برای دیدن تصویر بزرگ روی تصویر بالا کلیک کنید)

منبع این آمار اینجاست که از آمار رسمی سازمان بهداشت جهانی استفاده می کنه. آمار مرگ و میر به وسیله آنفولانزای خوکی هم از اینجاست.

منبع:  Swine Flu Mortality

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 17:13  توسط محسن  | 

 (چون خیلی خیلی سرم رفته تو خط مقدم درس و مشق، تکلیف دانشگاه رو میذارم رو وبلاگ. با عرض پوزش. البته هنوز به استاد ندادم)

تاریخ استرالیا (60000 قبل از میلاد مسیح تا  1850 میلادی)

اجداد اوّلین بومی ها، احتمالا پنجاه هزار سال پیش از جنوب شرقی آسیا به سرزمینی که اکنون استرالیا نامیده می شود، آمدند. برای هزاران سال این بومی ها با آرامش و بدون حضور بیگانگان زندگی کوچ نشینی خود را سپری می کردند.

تا قبل از آغاز استعمار بریتانیایی ها در اواخر قرن هجدهم استرالیا تنها محل سکونت بومی ها بود. با این حال، در اوایل قرن دوم میلادی، طراحان باستانی احتمال می دادند قاره ای بزرگ و ناشناخته در جنوب آسیا وجود داشته باشد. کشف واقعی استرالیا به دنبال افزایش تجارت پرتقالی ها، هلندی ها و اسپانیایی ها به  آب های آسیا صورت گرفت.

وقایع مهم استرالیا (قبل از 1788 میلادی)

60000 – 45000 ق. م.

بومی ها از آسیای جنوبی به استرالیا آمدند.

6000 ق. م.

افزایش سطح آب دریاها با پایان آخرین عصر یخبندان، باعث جدایی تاسمانی از سرزمین اصلی شد. بومی های این جزیره به وسیله کانال باستریت از بومی های سرزمین اصلی جدا شدند.

1606 ب. م.

کاپیتان هلندی، ویلم جانز، با گذر از غرب شبه جزیره کیپ یورک[1] اولین اروپایی بود که کشف استرالیا را ثبت کرد.

1642

ابل تاسمن، کاشف هلندی، نقشه ساحل جنوبی تاسمانی و جزیره نیوزیلند را کشید.

1770

جیمز کوک، دریانورد انگلیسی، جزایر نیوزیلند را به طور کامل دور زد؛ و ثابت کرد که آنها جزوی از استرالیا نیستند. او سپس نقشه ساحل شرقی استرالیا را کشید و آن را معلق به بریتانیا اعلام کرد.

 

کشف و کاوش

احتمالا در اوایل قرن پانزدهم میلادی، دریانوردان پرتقالی از وجود استرالیا با خبر بودند. ولی هیچ مدرکی از حضور آنها در استرالیا وجود ندارد. در سال 1606، دریانورد اسپانیایی، لوئیز وایز دتورس از تنگه ای بین گینه نو و استرالیا عبور کرد که اکنون به نام او تنگه تورس نام دارد.

در همین سال، کشتی هلندی دویفکن از ساحل شمالی استرالیا و خلیجی که آنها آن را خلیج کارپنتاریا نامیدند عبور کرد. طی سال های بعد، دریانوردان هلندی به کاوش شبه جزیره کیپ یورک و ساحل غربی پرداختند. آنها نام این سرزمین را هلند جدید گذاشتند. در سال 1642، ابل جانسون تاسمن، پا به جزیره ای در جنوب هلند جدید گذاشت که اکنون تاسمانی نامیده می شود. او این جزیره را سرزمین ون دیمن نامید. (نامی که تا سال 1856 و تا تغییر نام رسمی به تاسمانی پابرجا بود.)

اولین انگلیسی که پا به جزیره اصلی گذاشت ویلیام دمپیر بود. این کاشف در سال 1688 در ساحل شمال غربی پیاده شد. گزارش های غیر مشتاقانه او اثر کمی بر توجه انگلیسی ها به این سرزمین جدید گذاشت.

تقریبا یک قرن بعد سفر کاپیتان جیمز کوک به استرالیا آغاز شد. او سواحل جنوب شرقی قاره را در سال 1770 کشف کرد. با اینکه تا آن زمان نقشه بخش بزرگی از سرزمین های ساحلی هلند جدید به خوبی کشیده شده بود،  این جیمز کوک بود که بهترین منطقه برای سکونت را کشف کرد. او در خلیج بوتنی نزدیک به موقعیت کنونی شهر سیدنی  لنگر انداخت. کوک بخش شرقی هلند جدید را متعلق به بریتانیای کبیر اعلام کرد آن را ولز جنوبی جدید نامید.

استرالیا در سال 1829. استرالیای غربی در سال 1829 سومین مستعمره بریتانیا شد. بریتانیا قبلا در سال 1788 ولز جنوبی جدید و سال 1825 ون دیمن را تاسیس کرده بود.

 

وقایع مهم استرالیا (1788 تا 1850 میلادی)

1788

اولین ناوگان برای ساخت یک تبعیدگاه به خلیج بوتنی رسید. فرمانده ناوگان و اولین حکمران این مستعمره آرتور فیلیپ بود.

1803

سرزمین ون دیمن (اکنون تاسمانی) تبدیل به مستعمره ای برای ساخت تبعیدگاه شد.

1808

ویلیام بلای به وسیله نیرو های ولز جنوبی از حکومت خلع شد.

1809

بریتانیا لاکلن مک کواری را به عنوان حکمران ولز جنوبی به آنجا فرستاد.

1819

جان توماس بیگی پیشنهادات خود را برای مستعمره تحت گزارشی به نام گزارش بیگی منتشر کرد. پیشنهاد او برای اعطای زمین های بزرگ و کار اجباری برای مجرمین با جرم های سنگین به ایجاد صنعت پارچه کمک کرد.

1829

استرالیای غربی به عنوان یک مستعمره آزاد تاسیس شد.

1830

حکمران ون دیمن، جرج آرتور، تلاش کرد تا بومی های تاسمانی را با راندن آنها به شبه جزیره تاسمن منزوی کند. او توانست تنها دو بومی را اسیر کند.

1836

مقامات مستعمره به متصرفین غیر قانونی اجازه دادند تا با پرداخت مبلغی سالانه به تصرف نا محدود املاک بپردازند.

1836

استرالیای جنوبی به عنوان یک مستعمره ازاد تاسیس شد.

1838

یک گروه اروپایی به قبیله ای بومی در مایل کریک در ولز جنوبی حمله کرده و ساکنین آنجا را کشتند. هفت نفر از اروپایی ها بعدا اعدام شدند.

1840

انتقال مجرمین به ولز جنوبی متوقف شد، ولی انتقال آنها به ون دیمن ادامه داشت.

1850

از همه مستعمره ها به جز استرالیای غربی دعوت شد تا برای ایجاد حکومت مستقل قوانین خود را وضع کنند.

 

منبع             History of Australia                  



[1] .  شبه جزیره ای در استرالیا بین خلیج کارپنتاریا و دریای کرال  American Heritage Dictionary 4th

Edition

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 22:1  توسط محسن  | 
درباره
یک مترجم خوب باید شاعر خوبی باشد (که من نیستم)

  RSS